يه زماني تعريف قديميا از زندگي اين بود كه ميايم يه زندگي معمولي راه ميندازيم عبادت خدا رو ميكنيم و خدمت به خلق. بعد چند سال زندگي و تحويل چندتا بچه به جامعه سرمونو آروم ميذاريم رو بالش و بعدم ميريم. خيلي سخت نبود شايد ماشين و موبايل و تلفن و فست فود نبود ولي مردم به همون نداشته ها هم راضي بودن. چون همه با هم داشتن مثل هم زندگي ميكردن. شب كه ميخوابيدن دغدغشون اين بود كه فردا صبح بيدار بشن بايد برن نون بخرن. همه سعي ميكردن بهم كمك كنن تا خدا تو كارشون گشايش بياره. همه فكر ميكردن گشايش كارشون تو گشايش كار همسايه و دوست و آشناس و يا حتي اون غزيبهاي كه گوشه ديوار نشسته.
رمان گذشت و رسيد به دهه اي به نام 90. دهه اي عجيب و غريب كه انگار قراره به تلخترين دهه زندگي مردم ايران تبديل بشه. تو اين دهه ديگه مردم راضي نبودن ديگه دغدغشون اين بود كه شب برن هر طور شده يه چيزي بخرن چون ميدونستن فردا بشه همونم گيرشون نمياد. تو اين دهه ماشين و موبايل و تلگرام و فستو فود به وفور يافت ميشد و فكر ميكردن كه ميتونن با اين وسايل زندگي بهتري داشته باشن. اما وقتي ميديدن ماشين هر روز گرونتر ميشه بعضي ماشينا با ماشيناي مردم عادي فرق ميكنه انگاز از يه دنياي ديگه ميان ماشيناي فضايي تو خيابونا جولان ميدن و هر روز نوتر ميشن وقتي ميديدن موبايل هر روز بالاتر ميره بعضي وقتا ناياب ميشه وقتي ميديدن شبكه هاي اجتماعي هي قطع و وصل ميشن ديدن ديگه زندگي به اون سادگي كه از زبون پدربزرگ و مادر بزرگ شنيدن نيست. وقتي زندگيشون شد بر پايه دلار كه پول ملي بزرگترين دشمنشون بود وقتي هر روز با بالارفتن قيمت دلار اعصاب و رواهنشون قاطي ميكرد فهميدن ديگه زندگي به اين سادگيا نيست. وقتي فقط در عرض 3 ماه تمام داراييهاشون به كمتر از نصف قيمت رسيد فهميدن ديگه زندگي مثل قديما نيست. فهميدن اگر غول و ديو مال قصه هاي قديميا بود الان تو واقعيت دارن با غول گروني و ديو فساد روبرو ميشن. ترسي كه حتي شابم نميذاره بخوابن. فكر نون فرداشون كه چطوري و از كجا بايد بخرن و سر سفره شرمنده گرسنگي زن و بچه ....
گراني عامل بدبختي و تباهي كشور ماست. گراني افسار گسيخته ناشي از سوء مديريت مسئولين و سودجويي دلالان و فاسدان اقتصادي كه از قضا دوستان خوبي با برخي مسئولين هستند. گراني عامل اصلي بر هم زدن تحكيم خانواده حقوق مردم انصاف وجدان شرافت ارزشهاي اجتماعي ايثار فداكاري از خدگذشتگي و در كل همه مكارم اخلاقي است. وقتي گراني در جامعه اي وارد شود اخلاق از آن جامعه خارج خواهد شد. چه توقعي است وقتي اجناس و اقلام هر روزه بالا ميرود و يا ناياب ميشود. وقتي همه چيز ظرف مدت چند ماه 2 يا 3 برابر ميشود ديگر زندگي جديدي تشكيل نميشود. بچه اي به دنيا نمي آيد. جواني وارد بازار اشتغال نميشود كالايي توليد نميشود در عوض زندگي ها از هم ميپاشد بچه ها مورد خشونت و آزار قرار ميگيرند بسياري بيكار ميشوند توليد متوقف ميشود و نهايتا جنايت در جامعه افزايش مي يابد خيانت و فساد رشد ميكند گناه عادي ميشود و مردم براي گشايش كار خود كار ديگران را ميبندند. وقتي سود هر كس در ضرر ديگري نهفته است ديگر نبايد توقع انصاف و مروت داشت. ديگر نبايد انتظار داشت دست ياري گرفته شود.
حال و روز معيشت مردم مثل باركش بيماري است كه بجاي اينكه كمك حال باشد خود شده باري بر دوش. گراني هر چه هست ناخوشايند است. گراني هر چه هست كار خود را در همين يكي دو ماه تكميل كرد. حتي اگر همين ساعت و همين لحظه مهار شود. دلار به 12000 تومن رسيد و سكه به 4500000 . به فرض كه جلوي گراني گرفته شد. به فرض كه دلار شد 10000 تومان. اين جوابگوي مردم نيست. اين مايه افتخار نيست كه دلار 4000 تومن در ايستگاه 10000 تومن توسط درايت و همت مسئولين متوقف و تثبيت شد. اگر فرض كنيم دلار در 10000 تومن متوقف شود مردم 4 سال بايد تلاش كنند تا عقب ماندگي اين افزايش 2 ماه را جبران كنند. از همين الان قابل پيش بيني است كه 4 سال ديگر كه مردم تازه به شرايط عادت كردند باز غول گراني با قيمت 30000 تومان باز خواهد گشت. و باز مردمي كه بايد بار اين عدم توانايي مسئولين در مديريت اقتصادي را بر دوش بكشند.
برچسب:
نویسنده: آرین نوروزی