خرید بک لینک

بر هيچكس پوشيده نيست كه عنان بازار از دست متوليان آن خارج شده و به دست دلالان و سودجويان افتاده. در هر گوشه‌اي از اين مملكت سر بزني افزايش بي ضابطه و بي قاعده قيمتها كاملا هويداست. خريد و عرضه‌ها بسيار محدود شده و آن هم با شرايطي كه از عقل سليم به دور است. قيمت ها لحظه اي جابجا ميشود و هيچكس نميداند دقايقي ديگر چه اتفاقي خواهد افتاد. بسياري از قرارهاي كاري لغو شده و يا معلق مانده بر سر دوراهي انجام يا افزايش قيمت. متاسفانه ديگر سياه نمايي يا اغراق جناحي نيست وضعيت اسفناك شده و مردم عادي كه در جامعه زندگي ميكنند با پوست و خون خود درك كرده اند. شايد سكه و طلا در سبد معيشت مردم نباشد اما افزايش قيمت ساير اقلام به تبع افزايش دلار بار زندگي را براي مردم بيش از پيش سختتر نموده و هر روز مجبورند از نيازهاي ثانويه زده و به نيازهاي اوليه برسند. اين وضعيت بهم ريختگي اقتصادي سبب بيكاري خيلي از كارگران و روزمزد بگيران شده بطوريكه فعاليت هاي اقتصادي مولد كه محور اشتغال است به سرعت در حال متوقف شدن است. اينكه ميدانيم يك مفسد اقتصادي بغير از سود خود و شايد خيانت به چيز ديگري فكر نميكند و با بهم زدن نظم بازارها بر منفعت خود مي افزايد و هيچ اهرمي جز اهرم فشار بر او تاثيري ندارد و نيك ميدانيم وظيفه كنترل بازار و عند لزوم دخالت در بازار براي تعادل بر عهده دولت است و اين دولت بايد با ابزارهاي مختلف اين تعادل را برقرار كند. البته وقتي صحبت از دولت است مجموعه قواي سه گانه مد نظر است. حال در برابر داده‌ها نوین هر دقيقه اي گراني و افزايش قيمت ها به دنبال واكنش هاي مجموعه دولت بگرديم. آيا خبر قابل توجهي به چشم ميخورد. آيا اقدام خاصي جلب توجه ميكند؟ به نظر ميرسد حتي در حد عكس العمل مردم عادي كه لااقل پيگير نرخ لحظه‌اي دلار و طلا و سكه هستند نيز ندارند. انگار در روياي شيرين مديريت فرو رفته اند و از پشت ميز براي آينده روشن فرزندانشان برنامه ريزي ميكنند. توهين يا تهمت يا كنايه نيست هيچ اقدام عملي كه باعث شود آرامش به جامعه برگردد يا حداقل جلوي اين التهاب گرفته شود ديده نميشود. هر روز قيمت جديدي اعلام ميشود ولي دريغ از واكنش متوليان امر. با چهره‌هاي بشاش و خندان تقصير را بر گردن عوامل فراملي مياندازند انگار نه انگار وظيفه آنها دقيقا برخورد با همين عوامل است. نه آمادگي شرايط بحراني را دارند و نه آمادگي براي شرايط عادي. در هر برهه از زمان وضعيت را به امان خدا رها كرده و دست به دعا بر ميدارند و نذر و نياز ميكنند كه خدايا ما و خانواده ما را از گزند اين بحران ها حفظ فرما.

دولت انفعالي در نتيجه سوء مديريت در تمام عرصه هاي مملكت است. مديراني كه در شرايط عافيت براي زمان بحران هيچ تمهديدي ندارند و در زمان بروز مشكل آنقدر آن را به آينده موكول ميكنند و با وعده و وعيد زمان ميخرند تا زماني كه يك عامل بيروني مثل تحريم باعث ايجاد شرايط بحراني شد هيچ برنامه اي جز نظاره كردن ندارند. حتي خاطرشان نيز مكدر نميشود. اگر بحراني هم پيش ميايد ابتدا كتمان ميكنند و بعد تقصير همان عوامل بيروني مياندازند. اگر قرار است هيچ اقدامي از سوي دولت انجام نشود پس نقش دولت دقيقا كي مشخص ميشود. وقتي در زمان بحراني جز نظاره كردن و نهايتا كتمان حقايق اقدام ديگري نميكنند يعني صرفا دولت زمان آرامش فقط دولت است و بقيه زمانها نظاره گر. واگذاري امور به دلالان و سودجويان علاوه بر خلاف شرع بودن بر خلاف وجدان و شرافت انساني است. مگر ميشود در كشوري كه كوچكترين تحركات رصد ميشود مفسدان و سودجويان شناسايي نشوند. مگر ميشود ندانند بازار دلار و طلا به دست كيست؟

از نظر بسياري از مردم انفعال دولتي بيشتر از آنكه نتيجه استيصال در تصميم گيري باشد بيشتر نتيجه آگاهي است آگاهي از عوامل اصلي اين آشفتگي و استيصال از برخورد قاطع و قوي.

متاسفانه در دومين آزمون شرايط بحراني مديران دولت شكست خوردند و ديگر بهانه‌ ايبراي مذمت پيشنيان خود ندارند. زماني كه اعلام ميكردند جلوي افزايش لحظه‌اي دلار و سكه را گرفتند. حتي اگر اين بحران خودساخته باشد و حتي اگر كار جناح رقيب باشد بازهم توجيه كم كاري و سستي و كاهلي بدنه دولت نيست. حداقل كاري ميتوانستيد بكنيد اين بود كه كاري نكنيد كه وضع بدتر شود. اين را هم نميتوانستيد انجام بدهيد (ندهيد)

برچسب: نویسنده: آرین نوروزی تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 15:02

صفحه بندی